آموزش وردپرس

افزایش اعتماد به نفس در کودکان

افزایش اعتماد به نفس در کودکان

 

اعتماد به نفس کودکان
اعتماد به نفس کودکان

 

خانواده

۱️⃣ پدر و مادری دلبسته به فرزند باشید (Attachment Parenting)

عشق ورزیدن والدین به فرزندان باعث افزایش اعتماد به نفس در کودکان می‌شود.
شناخت کودک‌تان و از زاویه‌ی دید او به زندگی نگریستن، به شما کمک می‌کند تا اعتماد به نفس او را تقویت کنید. این روش تربیتی مانند سیمانی است که بلوک‌های اعتماد به نفس در کودکان را روی هم می‌چیند. مهم نیست کی شروع کنید اما هر چه زودتر شروع کنید، سیمان روان‌تر و بلوک‌ها محکم‌تر خواهند بود.

۲️⃣ اعتماد به نفس خودتان را تقویت کنید

مشکلات والدین با خودشان روی اعتماد به نفس در کودکان تاثیر می‌گذارد.
تربیت فرزند خاصیت درمانی دارد! توجه و ابراز علاقه به فرزندتان اغلب مشکلات خودتان را هم درمان می‌کند. نوزاد با نیازهای بی‌شمارش هم خوبی‌ها و هم بدی‌های شما را نمایان می‌کند. اگر مشکلی درگذشته بر روش تربیتی کنونی شما اثر می‌گذارد، با آن رو‌به‌رو شوید و در صورت نیاز از روان‌شناس کمک بگیرید.
با گذشته‌تان کنار بیایید
اعتماد به نفس در کودکان اکتسابی است نه ارثی. با به دنیا آمدن فرزندتان شما می‌خواهید بهترین پدر یا مادر دنیا باشید و همه‌ی کارهایی که پدر و مادرتان برای شما نکردند، برای کودتان انجام بدهید. اگر اعتماد به نفس ندارید و مخصوصا اگر فکر می‌کنید این به دلیل روش تربیت پدر و مادرتان است، برای درمانِ خود اقدام کنید. تمرین زیر که کارشناسان آن را «بهترین‌ها را نگه‌ دار، باقی را رها کن» می‌نامند، به شما کمک می‌کند:
تهیه‌ی فهرستی از کارهای پدر و مادرتان که باعث تقویت اعتماد به نفس شما شدند
تهیه‌ی فهرستی از کارهای پدر و مادرتان که باعث تضعیف اعتماد به نفس شما شدند
اکنون سعی کنید کارهای خوب و مفید را حفظ و از باقی اجنتاب کنید. اگر انجام این کار برای‌تان دشوار است، از یک متخصص کمک بگیرید چون هم برای شما و هم برای کودکتان مفید است.
پدر و مادرتان را مقصر ندانید
احتمالا آنها تمام سعی‌شان را کرده‌اند. آنها هم به توصیه‌های کارشناسان عمل کرده‌اند و شاید هم در عمل به توصیه‌ها زیادی خوب بوده‌اند. فقط توصیه‌های آن زمان با توصیه‌های امروز متفاوت بوده است.
برای کودکتان آینه‌ای پاک و شفاف باشید
آدم نمی‌تواند همیشه قیافه‌ای شاد و بشاش به خود بگیرد اما باید بدانیم که ناراحتی، از پدر یا مادر به فرزند منتقل می‌شود. در نخستین سال‌های زندگی، برداشت کودک از خود، وابستگی تنگاتنگی با برداشت مادر از خودش دارد! کودکتان از شما چه بازتابی دریافت می‌کند؟ کودکان متوجه ناراحتی پنهان پشت یک قیافه‌ی شاد می‌شوند. آنها ناراحتی پدر و مادرشان را به خود نسبت می‌دهند. حتی نوزادان هم می‌دانند که وجود آنها باید مایه‌ی شادی والدین باشد و هنگامی که بزرگ‌تر می‌شوند حتی ممکن است شاد کردن پدر و مادر را وظیفه‌ی خود بدانند! و وقتی شما احساس خوبی ندارید برداشت کودک این است که او به اندازه‌ی کافی خوب نیست. بنابراین اگر از مشکلات جدی مانند افسردگی یا اضطراب رنج می‌برید حتما پیش از اینکه بر فرزندتان اثر بگذارد، برای درمان اقدام کنید.

۳️⃣ بازتاب مثبتی به کودکتان بدهید

دادن بازتاب مثبت به کودکان باعث افزایش اعتماد به نفس در کودکان می‌شود.
برداشت از خود در کودکان به ویژه در دوره‌ی پیش از مدرسه تا حد بسیاری به بازتابی که از پدر و مادرشان می‌گیرند و به عبارتی برداشت پدر و مادر از آنها بستگی دارد. آیا به کودکتان نشان می‌دهید که از بودن با او خوشحالید؟ که نظر و خواسته‌ی او برای‌تان مهم است؟ که از رفتار او خشنود هستید؟ با دادن بازتاب مثبت به کودک، او احساس خوبی نسبت به خودش خواهد داشت. همچنین او از شما انتظار دارد که رفتارهای ناخوشایندش را به او گوشزد کنید و این همان ادب و انضباط است. گاهی کافیست مادر جور خاصی به کودکش نگاه کند تا او انجام کاری را که مشغولش بوده متوقف کند. چنین کودکی لبریز از بازتاب مثبت از مادرش است و زمانی که بازتابی منفی از مادر می‌گیرد به سرعت رفتارش را تغییر می‌دهد تا دوباره آن بازتاب مثبت را دریافت و حس خوبش را بازیابی کند.
واقع‌گرا باشید
بی‌شک آدم نمی‌تواند همیشه لبخند‌ به‌ لب داشته باشد. کودکان خوشحالی تقلبی را درک می‌کنند. بنابراین باید بدانند که ممکن است شما گاهی اوضاع خوبی نداشته باشید و این ربطی به آنها ندارد. حساسیت شما نسبت به کودکتان، توجه او را نسبت به شما افزایش می‌دهد و یک روز این دختر کوچولو یا شازده پسرتان است که شما را سر حال می‌آورد و به شما اعتماد به نفس می‌دهد.

🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺

۴️⃣ با کودک بازی کنید

به کودکان‌تان اهمیت بدهید و با آنها وقت بگذرانید.
در حین بازی با کودکتان درباره‌ی او و خودتان چیزهای بسیاری می‌فهمید. بازی کردن با کودک این پیام را به او می‌دهد: «تو آنقدر ارزش داری که وقتم را با تو بگذرانم! تو خیلی برای من باارزشی!» کودکان در حین بازی می‌آموزند و احساس مهم بودن و اینکه کاری را به پایان رسانده‌اند در شکل‌گیری رفتار آنها مؤثر است. پس به جای تماشای بازی فرزندتان، بخشی از آن باشید.
بگذارید کودک آغازگر بازی باشد
فعالیتی که به انتخاب کودک باشد، بیشتر از فعالیتی که یک بزرگسال پیشنهاد می‌کند دوام می‌آورد. خودِ انتخاب کردن یک آموزش است و حس ارزشمند بودن را تقویت می‌کند: «بابا همون کاری رو دوست داره که من دوست دارم!» البته که شما خیلی زودتر از کودکان از لگو‌بازی خسته می‌شوید؛ خواندن کتاب مورد علاقه‌ی او برای هزارمین بار کار سختی است. اینها مصائب پدر و مادر بودن است! شاید بتوانید چیز جدیدی به بازی اضافه کنید، مثلا در میانه‌ی داستان از کودکتان بپرسید «فکر می‌کنی اگر وینی‌پو این همه عسل نمی‌خورد چی می‌شد؟»
کاری کنید فرزندتان بداند مهم است
در طول بازی به کودکتان توجه کنید. اگر جسمتان با کودک باشد ولی ذهنتان جای دیگری، کودک‌تان متوجه می‌شود، حس می‌کند ارزشی برای‌تان ندارد و نتیجه می‌گیرد مهم نیست.
بازی پدر و مادر هم خوب است
در آغاز برایم دشوار بود که از بازی با فرزندم لذت ببرم زیرا سرم شلوغ بود و کارهای «مهم‌تری» داشتم. اما به تدریج فهمیدم این زمان ویژه چقدر برای هر دوی ما مفید است. من نیاز داشتم مدتی از آن کارهای «مهم» فاصله بگیرم و روی این کوچولوی بسیار باارزش تمرکز کنم. بازی کردن حتی برایم درمانگر بود زیرا بدون اینکه متوجه باشم به من یاد داد چگونه به آرامش برسم. بازی کردن مرا با توانایی‌ها و خلق‌وخوی فرزندم آشنا کرد. ما در حین بازی، خود را هم‌سطح کودک‌مان می‌کنیم و می‌توانیم دنیا را از زاویه‌ی دید او ببینیم.

۵️⃣ فرزندتان را با نامش صدا کنید

نام یعنی منظور من «تو» هستی! به کار بردن نام فرزندتان همراه با تماس چشمی و نوازش این پیام را به او می‌دهد: «تو برایم آدم ویژه‌ای هستی!» آغاز ارتباط با به کار بردن نامِ فرد، درهای بسته را باز می‌کند، مرزها را از بین می‌برد و حتی سرزنش‌ها را ملایم‌تر جلوه می‌دهد.
والدین معمولا در موقعیت‌های خاص با روش خاصی فرزندشان را صدا می‌کنند. مثلا در حالت عادی فقط نام او را به کار می‌برند: «آفرین کسری! چه نقاشی قشنگی!» اما اگر کودک کار اشتباهی کرده باشد، شاید جور دیگری او را صدا کنند: «آقا کسری، این چه کاری بود کردی؟!» این‌گونه کودکان با شنیدن نامشان می‌دانند چه وقت‌هایی پدر یا مادر از دست آنها دلخور است.
کودکان با اعتماد به نفس بیشتر، اطرافیان‌شان را بیشتر با نام یا عنوان آنها صدا می‌زنند زیرا اعتماد به نفس در کودکان باعث می‌شود روابط‌شان با دیگران مستقیم‌تر باشد. وقتی کودک‌تان می‌گوید «سلام بابا!»، تأثیر بیشتری روی شما می‌گذارد تا یک «سلام» خالی. دانش‌آموزی که می‌تواند معلمش را به اسم صدا کند، راحت‌تر با او ارتباط برقرار می‌کند.

🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
۶️⃣ استعداد و علاقه‌ی کودک‌تان را پرورش دهید
پرورش استعداد و علایق کودکان باعث افزایش اعتماد به نفس در کودکان می‌شود.

برای ایجاد اعتماد به نفس در کودکان استعداد و علاقه‌مندی او را بشناسید و دست‌کم یک مورد را تقویت کنید. اگر کودک‌تان عاشق فوتبال است اما علاقه‌ای به درس ندارد، به او نشان دهید که از فوتبال بازی کردن او لذت می‌برید و هم‌زمان او را تشویق به درس خواندن کنید. با تقویت فوتبال که برداشتی است که او از خودش دارد، اعتماد به نفس او تقویت می‌شود و به تدریج در درس‌هایش پیشرفت می‌کند. یک استعدادِ ویژه‌ی فرزندتان را بشناسید و آن را تقویت کنید، خواهید دید استعدادهای دیگر او هم شکوفا می‌شوند.

۷️⃣ به کودکتان برای رسیدن به موفقیت کمک کنید
پرورش استعدادهای کودکان باعث افزایش اعتماد به نفس در کودکان می‌شود.

کمک به کودکتان برای کسب مهارت و تقویت استعدادش بخشی از تربیت کردن است. اگر استعدادی در کودکتان می‌بینید که خودش متوجه آن نشده، او را آگاه و تشویق کنید. بین اصرار کردن و حمایت کردن تعادل برقرار کنید؛ هر دو برای کودک لازم است. اگر کودکتان را برای تقویت استعدادش تشویق نکنید یک عامل مهم را برایایجاد اعتماد به نفس از دست می‌دهید. اگر از کودک‌تان در برابر انتظارات نابه‌جا محافظت نکنید، او نسبت به توانایی‌هایش دچار تردید می‌شود.
بر ارزش نسبی تأکید کنید
ممکن است فرزندتان در فوتبال خیلی خوب باشد اما به هر حال جز ۱۱ نفر اصلی نباشد. به او نشان بدهید که او را به خاطر خودش دوست دارید نه به خاطر اینکه خوب فوتبال بازی می‌کند یا خوب پیانو می‌زند. این را با تماس چشمی، نوازش و توجه کردن به او فارغ از اینکه نتیجه‌ی بازی یا امتحان چه بوده است، نشان بدهید. او باید بداند که عشق شما به او، به اینکه از بازی یا امتحانش راضی باشید یا نه، بستگی ندارد. تنها چیزی که او باید در آن بهتر شود این است که «خودش» باشد.
موفقیت‌ها را یادآوری کنید
کارنامه‌ی درخشان، کاپ‌ها و مدال‌های ورزشی یا تقدیرنامه‌ها را نگه‌ دارید و آنها را به نمایش بگذارید. موفقیت‌ها را ثبت کنید. مهم نیست اگر کودک‌تان ورزش‌کار نیست یا ساز نمی‌زند؛ پایان پیش‌دبستانی یک موفقیت است، شرکت در اردوهای مدرسه‌ یک فعالیت ارزشمند است، روزنامه دیواری، کاردستی و… از این موقعیت‌ها عکس بگیرید و آنها را به نمایش بگذارید. در گذر سالیان کودک‌تان پیوسته با مجموعه‌ای از موفقیت‌هایش رو‌به‌رو می‌شود که به او حس ارزشمند بودن می‌دهند.

🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺

 

۸️⃣  کاری کنید فرزندتان اول بچه‌ی خانه باشد

برخی اعتقاد دارند فرزندان باید با همه جور بچه‌ای سروکار داشته باشند و خودشان دست به انتخاب بزنند. این شاید توصیه‌ی خوبی به نظر برسد ولی این طور نیست. این کار مانند این است که کشتی را بدون رادار و ناخدا به دریا بفرستید و رسیدنش به مقصد را به شانس واگذار کنید؛ فرزندتان باارزش‌تر از آن است که به شانس واگذارش کنید.
بر دوستان فرزندتان نظارت کنید
ارزش کودک و برداشتش از خود تحت تأثیر اطرافیان اوست؛ کسانی مانند اعضای فامیل، مربی، معلم و دوستان. وظیفه‌ی پدر و مادر است که کسانی را که باعث تقویت شخصیت کودک می‌شوند حفظ و دیگرانی را که موجب تضعیف آن می‌شوند، غربال کنند.
اجازه دهید فرزندتان دوستانش را خودش انتخاب کند، سپس آنها را زیر نظر بگیرید و بررسی کنید که آیا کودک‌تان احساس خوبی دارد و بچه‌ها با هم کنار می‌آیند؟ گاهی برای فرزندتان بهتر است با فردی قوی‌تر از خودش باشد تا او را بالا بکشد، اما برخی قوی‌ترها همیشه همراه‌شان را پایین‌تر ار خود نگه می‌دارند. اگر به برخی اتفاقات در روابط میان فرزندتان و دوستانش مشکوک هستید، بهتر است دخالت کنید.
دوستانِ فرزندتان را به خانه‌تان دعوت کنید. این کار ریخت‌وپاش و زحمت دارد اما باعث می‌شود با دوستان فرزندتان آشنا شوید و بتوانید آنها را از نظر شخصیت، رفتار و سطح اجتماعی ارزیابی کنید. پایگاه امن خانه را حفظ کنید .

۹️⃣ برچسب‌ها را کنار بگذارید

هر کودکی به دنبال هویتی برای خود است و وقتی آن را پیدا کرد برایش مثل یک برند خواهد بود. برچسب «آسمی» برند کودکی است که مبتلا به اسم شده است . همه‌ی زندگی او حول این بیماری می‌چرخید و اعضای خانواده به جای توجه به خود او روی بیماری او تمرکز می کنند ، خواهر و برادر او از اینکه به خاطر او نمی‌توانستند خیلی کارها را انجام بدهند دلخور هستند . پس خانواده از وجود او لذت ببرندرهمه با هم روی جایگزین کردن برچسبی سالم‌تر به جای «آسمی» کار کنیم.

🔟 اثرات مدرسه و هم‌مدرسه‌ای‌ها را در نظر بگیرید
رفتار متقابل کودکان در مدرسه می‌تواند روی اعتماد به نفس در کودکان تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد.
مدرسه در سلامتی احساسی کودک نقش مهمی دارد. اگر تصویر کودک از خودش قدرتمند باشد، آسان‌تر با محیط و بچه‌هایی با ویژگی‌های متفاوت کنار می‌آید و این گوناگونی احتمالا مشکلی برایش ایجاد نمی‌کند. اما اگر اعتماد به نفس کودک متزلزل باشد، ممکن است برخی رفتارها مانند خشونت و قلدری را طبیعی بداند و به آنها گرایش پیدا کند یا اینکه قربانی این رفتارها شود.
رها کردن فرزندتان در دنیای بی‌حصار بیرون، پیش از اینکه ارزش‌ها و باورهای خودش شکل گرفته باشد، او را سردرگم می‌کند و شکل‌گیری یک نظام ارزشی قدرتمند را که وظیفه‌ی تعیین درست و غلط را به عهده دارد، دچار ا‌ختلال می‌کند. در مقابل محدود کردن بیش از اندازه‌ی کودک او را به شخصی آسیب‌پذیر تبدیل می‌کند که قدرت تعقل ندارد و هر کسی را با باورهای متفاوت از خودش محکوم می‌کند. در میانه‌ی این دو روش، پدر و مادری قرار دارند که با ایجاد یک نظام ارزشی محکم در فرزندشان و با راهنمایی اجازه‌ی رویارویی با نظام‌های ارزشی دیگر را به فرزند می‌دهند.

🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺

✅۱۱٫ به فرزندتان مسئولیت بدهید

مسئولیت‌پذیری در خانه و انجام آن مسئولیت‌ها باعث افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس در کودکان می‌شود.

بین ۲ تا ۴سالگی، کودک مفهوم مسئولیت در قبال خود، خانواده و لوازم شخصی را می‌فهمد. پس از درک مسئولیت در قبال این موارد، در یک روند طبیعی مفهوم مسئولیت در قبال اجتماع در کودک شکل می‌گیرد. پس، از سنین پایین به کودک‌تان مسئولیت بدهید؛ می‌توانید با کارهایی شروع کنید که او به آنها علاقه نشان می‌دهد. فرزند ۲ساله‌ی من عاشق تا کردن دستمال سفره‌ است به همین خاطر ما هر شب پس از شام مرتب کردن دستمال‌ها را به او می‌سپاریم.
کودک ۳ساله می‌تواند یاد بگیرد که میز غذاخوری را با دستمال یا اسفنج پاک کند. بچه‌های ۳-۴ساله علاقه‌ی خاصی به جدا کردن لباس‌های رنگی و غیررنگی دارند. بچه‌ی ۵ساله می‌تواند بشقاب‌ها را جمع کند و در سینک یا ماشین ظرف‌شویی بگذارد (البته بهتر است از ظروف شکستنی استفاده نکنید). در ۷سالگی، کودک مواد غذایی لازم برای تهیه‌ی برخی غذاها را می‌شناسد و می‌تواند در خرید آنها و تهیه‌ی آن غذا کمک کند. کودکان غذای دست‌رنج خودشان را با میل و لذت بیشتری می‌خورند. پس از اینکه به آنها آموزش دادید و آنها به خوبی آموختند، از اینکه در آشپزخانه تنهایشان بگذارید، نترسید! راحت‌شان بگذارید و به گپ‌وگفت با دوست‌تان ادامه دهید!
✴️ مأموریت‌های ویژه به کودک بدهید!
«یه مأموریت ویژه برات دارم!» این جمله کافیست تا کودک‌تان علاقه‌ی بیشتری به انجام کاری پیدا کند. ظاهرا کلمه‌ی‌ «ویژه» جادو می‌کند. شاید کودک فکر می‌کند «یه کار ویژه به من دادند، حتما من آدم خاصی هستم!»
✴️ یک جدول کاری تهیه‌ کنید
کارهای مختلف و افراد مسئول هر یک از آنها را در جدولی بنویسید. اگر فرزندان‌تان مایلند، امکان جابه‌جایی وظایف را به آنها بدهید. می‌توانید وظایف را به چند دسته تقسیم کنید: وظایفی که با دستمزد همراهند، وظایفی که برای انجام آنها پاداش ویژه‌ای داده می‌شود و وظایفی که انجام آنها ضروری است. خوب است برای کارهای ناخوشایند پاداش در نظر بگیرید. بهتر است دستمزد یا پاداش بلافاصله پس از پایان کار پرداخت شود. با این روش، در آینده و طی ۵ تا ۱۰سالگی کودک می‌آموزد که هرچه مزایای انجام کاری بیشتر باشد، مسئولیت بیشتری به همراه دارد.
✴️ گل و گیاه داشته باشید
باغچه و گل و گیاه امکان خوبی برای آموزش مسئولیت‌پذیری فراهم می‌کند. فرزندتان می‌داند اگر به گیاهان آب بدهد آنها به خوبی رشد می‌کنند، اگر علف‌های هرز را بچیند گل‌های زیباتری می‌رویند.
فرزتدان‌تان را در انجام کارهایی مانند شستن ماشین، جارو زدن، رسیدگی به گیاهان، گردگیری و… با خود همراه کنید. در ۷ یا ۸سالگی آنها می‌توانند لباس‌ها را در لباس‌شویی بگذارند و در ۱۰ سالگی به تنهایی آن را راه بیندازند. وقتی کودکان کارهای خانه را انجام می‌دهند، شما می‌توانید زمانی را به خودتان اختصاص دهید. همچنین کودک احساس می‌کند وجودش در خانه معنادار است و احساس مفید بودن می‌کند.

✅۱۲٫ کودکان را تشویق کنید احساس‌شان را
توصیف کنند

برای داشتن فرزندی با اعتماد به نفس، به او بیاموزید احساساتش را به راحتی بیان کند. این به معنای انفجار در هر گره‌ی احساسی نیست بلکه به معنای ایجاد تعادل بین توصیف احساس و کنترل آن است. او باید بتواند در صورت نیاز سرپوشی روی احساساتش بگذارد اما نه آنقدر محکم که نتواند آن را بردارد. این سرپوش باید در موقعیت مناسب مثلا هنگام دویدن (گاهی دویدنِ دیوانه‌وار فشار زیادی را از روی شما بر می‌دارد)، یا در صحبت با یک دوست صمیمی برداشته شود. کودکان نوپا بدون دغدغه احساساتشان را بروز می‌دهند اما با گذر زمان یاد می‌گیرند چگونه آرامش خود را در موقعیت‌های دشوار حفظ کنند. برون‌ریزی و کنترل زیاد هر دو منجر به مشکلات در بزرگسالی می‌شوند.

🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه − 2 =